ترجمه "resin" به فارسی
رزین, صمغ, انگم بهترین ترجمه های "resin" به فارسی هستند.
resin
-
رزین
nounSaya tidak tahu harus apa karena resin akan membunuh saya.
نمیدونستم چه کار کنم، چون رزین داشت منو میکشت.
-
صمغ
nounlalu saya tuang resin keatasnya dan ada lebah yang terjebak.
آن را به صمغ آغشته کردم و یک زنبور در آن گیر افتاد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Resin
-
انگم
getah yang mengeras seperti kaca
عباراتی شبیه به "resin" با ترجمه به فارسی
-
پخت
-
اوره فرمالدهید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن