ترجمه "Sinar" به فارسی

پرتو, اشعه تابشی, درخشش بهترین ترجمه های "Sinar" به فارسی هستند.

Sinar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرتو

    noun proper

    Sinar penarik dihubungkan pada reaktor utama di tujuh lokasi.

    پرتو کششی در هفت نقطه به رآکتور اصلی متصله.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sinar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

sinar noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشعه تابشی

    noun
  • درخشش

    noun

    Pencarian kita untuk terang akan diperkuat oleh kesediaan kita untuk mengenali ketika terang itu menyinari kehidupan kita.

    جستجوی ما برای نور افزایش خواهد یافت وقتی درخشش آنرا در زندگی خود تشخیص دهیم.

  • روشن کردن

    verb

    20 Selama bertahun-tahun, pancaran terang yang besar maupun kecil telah menyinari jalan dari hamba-hamba Yehuwa yang berbakti.

    ۲۰ تابشهای نور، چه زیاد و چه کم، در طی سالها راه خادمان وقفشدهٔ یَهُوَه را روشن کرده است.

  • ترجمه های کمتر

    • شعاع
    • پرتو
    • چراغانی کردن
    • چشمک

عباراتی شبیه به "Sinar" با ترجمه به فارسی

  • مشایعت کردن
  • انفجار پرتوی گاما
  • آتش زدن · براق شدن · برق زدن · تابش · تابناک · تابیدن · درخشنده · ساطع · سوزاندن · سوسو زدن · شاخدار · شفاف · صاف · مشتعل شدن · ناپیدا · نورافشان · پر زرق وبرق · پرتوافکن · گرم
  • پرتو ایکس
  • پرتو ایکس
  • آفتاب گرگ و میش
  • اشعه تابشی · برق · تابانیدن · تابش · تلالو · درخشش · فروغ · پرتو · چشمک
  • فرابنفش
اضافه کردن

ترجمه های "Sinar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه