ترجمه "sinaran" به فارسی
اشعه تابشی, برق, تابانیدن بهترین ترجمه های "sinaran" به فارسی هستند.
sinaran
-
اشعه تابشی
noun -
برق
nounKemarin, hanya satu dari semua teko yang bersinar.
ديروز فقط يکي از اون قوري ها برق مي زد.
-
تابانیدن
noun
-
ترجمه های کمتر
- تابش
- تلالو
- درخشش
- فروغ
- پرتو
- چشمک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sinaran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sinaran" با ترجمه به فارسی
-
مشایعت کردن
-
انفجار پرتوی گاما
-
آتش زدن · براق شدن · برق زدن · تابش · تابناک · تابیدن · درخشنده · ساطع · سوزاندن · سوسو زدن · شاخدار · شفاف · صاف · مشتعل شدن · ناپیدا · نورافشان · پر زرق وبرق · پرتوافکن · گرم
-
پرتو ایکس
-
پرتو ایکس
-
آفتاب گرگ و میش
-
پرتو
-
فرابنفش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن