ترجمه "Tagihan" به فارسی

فاکتور, صورت حساب, فاکتور بهترین ترجمه های "Tagihan" به فارسی هستند.

Tagihan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاکتور

    Tagihan tersebut belum dibayar.

    پول این فاکتور هارو ندادیم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tagihan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tagihan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صورت حساب

    noun

    Saya tidak keberatan kalau tagihan itu dibagi dua.

    من با تقسیم مبلغ صورت حساب هیچ مشکلی نداشتم.

  • فاکتور

    noun

    Tagihan tersebut belum dibayar.

    پول این فاکتور هارو ندادیم

  • سیاهه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • صورت
    • نوك

عباراتی شبیه به "Tagihan" با ترجمه به فارسی

  • تسلیم شده · خو گرفته · خوگرفته · عادت · معتاد
  • اعتیاد · عدم استقلال · وابستگی
اضافه کردن

ترجمه های "Tagihan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه