ترجمه "Tahan" به فارسی

تعلیق, اسباب زحمت شدن, ایستادگی کردن بهترین ترجمه های "Tahan" به فارسی هستند.

Tahan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعلیق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tahan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tahan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسباب زحمت شدن

    verb
  • ایستادگی کردن

    verb

    Abdi Allah itu, Nehemia, tidak hanya bertahan menghadapi tentangan orang-orang yang tidak saleh, tetapi juga menaklukkan kejahatan dengan kebaikan.

    او درستی سخنان پولُس را ثابت کرد و نه تنها در مقابل مردم بیایمان ایستادگی کرد بلکه با خوبی بدی را مغلوب ساخت.

  • بازداشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • برآمدن
    • جلو آمدن
    • حریف شدن
    • خراب شدن
    • در زندان نهادن
    • دستگیر کردن
    • دفع کردن
    • سلب کردن
    • قدغن کردن
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • منع کردن
    • وفا کردن
    • پایا

عباراتی شبیه به "Tahan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tahan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه