ترجمه "Teater" به فارسی

تئاتر, جبهه, تئاتر بهترین ترجمه های "Teater" به فارسی هستند.

Teater
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تئاتر

    noun

    pengenalan dunia teater

    Kecuali kamu itu si Teater Ballet Hartford, tujuan dari suatu bisnis adalah membuat laba.

    مگر اينکه شما باله کن تئاتر هارتفرد باشي هدف يک تجارت اينه که از توش سود ببري

  • جبهه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Teater " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

teater
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تئاتر

    noun

    Mereka sudah membayar, mereka mengharapkan teater, yang kita sebut teater.

    اونها پول خوبي ميدن ، اونها انتظار يه تئاتر رو دارن ، چيزي که ما بهش ميگيم تئاتر

  • تماشاخانه

    noun
  • روش نمایش

    noun
  • هنر تاتر

    noun

عباراتی شبیه به "Teater" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Teater" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه