ترجمه "Teater" به فارسی
تئاتر, جبهه, تئاتر بهترین ترجمه های "Teater" به فارسی هستند.
Teater
-
تئاتر
nounpengenalan dunia teater
Kecuali kamu itu si Teater Ballet Hartford, tujuan dari suatu bisnis adalah membuat laba.
مگر اينکه شما باله کن تئاتر هارتفرد باشي هدف يک تجارت اينه که از توش سود ببري
-
جبهه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Teater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
teater
-
تئاتر
nounMereka sudah membayar, mereka mengharapkan teater, yang kita sebut teater.
اونها پول خوبي ميدن ، اونها انتظار يه تئاتر رو دارن ، چيزي که ما بهش ميگيم تئاتر
-
تماشاخانه
noun -
روش نمایش
noun -
هنر تاتر
noun
عباراتی شبیه به "Teater" با ترجمه به فارسی
-
تئاتر موزیکال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن