ترجمه "tebal" به فارسی
کلفت, انبوهی, تراکم بهترین ترجمه های "tebal" به فارسی هستند.
tebal
adjective
-
کلفت
adjectiveAku mencari lembaran plastik transparan yang tebal.
دنبال اين ، پلاستيکهاي کلفت که شفاف هم هستن ميگردم.
-
انبوهی
nounDan lima meter di bawah lapisan lumpur yang tebal, kami menemukan lapisan kaya keramik tanah liat.
و در عمق پنج متری زیر لایه قطوری از گل و لای ما یک لایه انبوهی از ظروف سفالی یافتیم.
-
تراکم
noun
-
ترجمه های کمتر
- ستبر
- غلظت
- پررنگ
- چاق
- چگالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tebal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tebal" با ترجمه به فارسی
-
شایان · قابل توجه
-
نوار تحریر
-
انبوهی · تراکم · غلظت · چگالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن