ترجمه "Tungkai" به فارسی

پا, اندام تحتانی, لنگ بهترین ترجمه های "Tungkai" به فارسی هستند.

Tungkai
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پا

    noun adposition

    Pada patung itu, Daniel melihat bahwa besi membentuk tungkai bawahnya terus sampai ke kaki dan jari-jarinya.

    دانیال دید که از ساقهای پا تا نوک انگشتان مجسمه را آهن فرا گرفته است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tungkai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tungkai noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندام تحتانی

  • لنگ

    adjective noun
  • پا

    noun adposition

    Pada patung itu, Daniel melihat bahwa besi membentuk tungkai bawahnya terus sampai ke kaki dan jari-jarinya.

    دانیال دید که از ساقهای پا تا نوک انگشتان مجسمه را آهن فرا گرفته است.

اضافه کردن

ترجمه های "Tungkai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه