ترجمه "abang" به فارسی

برادر, انگبین, برادر خوانده بهترین ترجمه های "abang" به فارسی هستند.

abang noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برادر

    noun masculine

    Aku penari paduan suara dan aku juga abangnya.

    من رقاص گروهي هستم و همينطور برادر بزرگتر اون.

  • انگبین

    noun
  • برادر خوانده

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • رفیق
    • شخص تابع
    • شخص وابسته
    • شهد
    • مورد علاقه
    • هم اطاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "abang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه