ترجمه "abdi" به فارسی

بنده, خادم, خدمتکار بهترین ترجمه های "abdi" به فارسی هستند.

abdi noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنده

    noun
  • خادم

    noun

    Sebaliknya, ia mengajarkan bahwa ’pengabdian yang saleh mengandung janji untuk kehidupan sekarang dan yang akan datang’.—1 Timotius 4:8.

    خادم یَهُوَه آموزش میدهد که ‹دینداری وعدهٔ زندگی حال و آینده را دارد.›—۱تیموتاؤس ۴:۸.

  • خدمتکار

    noun

    Lalu kau mengabdi pada orang yang menggulingkannya.

    و بعد خدمتکار کسي که سرنگونش کرد شدين.

  • نوکر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abdi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abdi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "abdi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه