ترجمه "antara" به فارسی

در میان, مدفون ساختن, مقبره ساختن بهترین ترجمه های "antara" به فارسی هستند.

antara
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • در میان

    Gembala itu pun menjawabnya, ”Bagaikan bunga lili di antara lalang berduri, demikianlah gadisku di antara anak-anak perempuan.”

    ولی چوپان در جواب او گفت: «چنانکه سوسن در میان خارها همچنان محبوبهٔ من در میان دختران است»!

  • مدفون ساختن

    verb
  • مقبره ساختن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • میانه
    • واسطه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "antara" با ترجمه به فارسی

  • میانجیگری · وساطت
  • بستگی داشتن · جداکردن · جور کردن · حکمیت کردن · دمساز شدن · شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · شفاعت کردن · شکستن · منشعب شدن · نفاق انداختن
  • دلال · مداخله کننده · وساطت
  • دلال · سمسار
  • در میان
  • میانه · واسطه
  • بستگی داشتن · جداکردن · جور کردن · حکمیت کردن · دمساز شدن · شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · شفاعت کردن · شکستن · منشعب شدن · نفاق انداختن
  • فاصله بین سلول ها
اضافه کردن

ترجمه های "antara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه