ترجمه "anti" به فارسی

ضد, علیه, مخالف بهترین ترجمه های "anti" به فارسی هستند.

anti
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضد

    adjective noun

    Jika dia memiliki rompi anti peluru, dia pasti takkan mati.

    اگر اون ضد گلوله داشت عمرا اگر ميمرد.

  • علیه

    adjective noun
  • مخالف

    adjective noun

    Jika Anda anti-kelaparan, jadilah pro orang yg punya makanan lebih.

    اگر مخالف گرسنگي هستيد پشتيبان اين باشيد كه غذا كافي براي خودردن باشه

  • پاد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "anti" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "anti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه