ترجمه "asas" به فارسی
اساس, اولیه, ایستادن بهترین ترجمه های "asas" به فارسی هستند.
asas
-
اساس
noun -
اولیه
adjective -
ایستادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ایستادگی کردن
- بدوی
- بنیاد
- بنیاد و پایه
- تحمل کردن
- تسکین دادن
- ته
- حکم
- خواباندن
- در انتظار ماندن
- زیربنا
- زیرساخت
- فرونشاندن
- قاعده اخلاقی
- مبنا
- مرکزی
- منتظر شدن
- منزل کردن
- وفا کردن
- پند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asas" با ترجمه به فارسی
-
برقرار کردن · جاسازی کردن · جای دادن
-
تازه کار · جد · سلف · موسس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن