ترجمه "mengasaskan" به فارسی

برقرار کردن, جاسازی کردن, جای دادن بهترین ترجمه های "mengasaskan" به فارسی هستند.

mengasaskan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برقرار کردن

    verb
  • جاسازی کردن

    verb
  • جای دادن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mengasaskan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mengasaskan" با ترجمه به فارسی

  • تازه کار · جد · سلف · موسس
  • اساس · اولیه · ایستادن · ایستادگی کردن · بدوی · بنیاد · بنیاد و پایه · تحمل کردن · تسکین دادن · ته · حکم · خواباندن · در انتظار ماندن · زیربنا · زیرساخت · فرونشاندن · قاعده اخلاقی · مبنا · مرکزی · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · پند
اضافه کردن

ترجمه های "mengasaskan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه