ترجمه "asing" به فارسی
خارجی, اجنبی, بیگانه بهترین ترجمه های "asing" به فارسی هستند.
asing
adjective
-
خارجی
nounMenunjang penanaman modal swasta di Afrika, baik domestik maupun asing.
یعنی از سرمایه گذاری خصوصی در آفریقا، چه سرمایه گذاری داخلی چه خارجی، حمایت کنیم.
-
اجنبی
nounSalomo ”mencintai banyak istri asing” yang tidak menyembah Yehuwa, dan ia akhirnya punya 700 istri dan 300 gundik.
او ‹زنان اجنبی بسیاری را دوست میداشت› و در نهایت ۷۰۰ زن و ۳۰۰ مُتَعِه یا صیغه برای خود گرفت.
-
بیگانه
nounKemudian, ia dijual sebagai budak di sebuah negeri asing.
اما او را به بردگی در سرزمین بیگانه فروختند.
-
ترجمه های کمتر
- غریب
- غریبه
- غیرعادی
- غیرمعمول
- ناسازگار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asing" با ترجمه به فارسی
-
فارکس
-
زبان خارجی
-
فارکس
-
کید خارجی
-
آدرس خارجی
-
انتقاد · بیگانگی · تبعید · سرزنش · طرد · غربت · نوع
-
اختصاص دادن · اندوختن · بازداشتن · بریدن · جدا کردن · جداکردن · جور کردن · داخل شدن در · دمساز شدن · شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · شکستن · منزوی کردن · منشعب شدن · نفاق انداختن
-
فارکس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن