ترجمه "pengasingan" به فارسی
انتقاد, بیگانگی, تبعید بهترین ترجمه های "pengasingan" به فارسی هستند.
pengasingan
-
انتقاد
noun -
بیگانگی
nounDan akhirnya saya teringat bahwa saya mengetahui perasaaan menjadi orang asing di dalam komunitasmu sendiri.
و خوب به یاد آوردم که من هم با آن احساس بیگانگی در جامعه خود آشنا هستم.
-
تبعید
nounJutaan pengungsi hidup dalam pengasingan, tidak jelas nasibnya.
میلیونها پناهنده در تبعید در برزخ زندگی میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- سرزنش
- طرد
- غربت
- نوع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pengasingan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pengasingan" با ترجمه به فارسی
-
فارکس
-
زبان خارجی
-
فارکس
-
کید خارجی
-
آدرس خارجی
-
اختصاص دادن · اندوختن · بازداشتن · بریدن · جدا کردن · جداکردن · جور کردن · داخل شدن در · دمساز شدن · شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · شکستن · منزوی کردن · منشعب شدن · نفاق انداختن
-
اجنبی · بیگانه · خارجی · غریب · غریبه · غیرعادی · غیرمعمول · ناسازگار
-
فارکس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن