ترجمه "ban" به فارسی

لاستیک, اوج, بحران بهترین ترجمه های "ban" به فارسی هستند.

ban noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاستیک

    noun

    Ia memiliki bengkel ban dan belakangan bekerja di perusahaan percetakan.

    او یک مغازه تعمیر لاستیک را اداره میکرد و سپس در یک شرکت چاپ کار میکرد.

  • اوج

    noun
  • بحران

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تایر
    • خاکریزی
    • خسته
    • دیوار خاکی
    • راس
    • لاستیک اتومبیل
    • مرتفعترین نقطه
    • منتها
    • نیم روز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ban " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ban
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تایر

    Kedua tanda jejak ban.

    سری دوم جای تایر ها

عباراتی شبیه به "ban" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ban" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه