ترجمه "bandar" به فارسی
langargâh, اهالی شهر, شهر بهترین ترجمه های "bandar" به فارسی هستند.
bandar
noun
-
langargâh
-
اهالی شهر
noun -
شهر
nounAda saluran gas yang besar di bawah bandar.
يه خط اصلي گاز از زير شهر رد ميشه
-
ترجمه های کمتر
- شهر بزرگ
- قصبه
- مادرشهر
- مردم شهری
- کلان شهر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bandar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bandar" با ترجمه به فارسی
-
فهرست فرودگاههای بینالمللی بر پایه کشور
-
مدنی کردن
-
قطب شرکت هواپیمایی
-
ترمینال
-
بندر سری بگاوان
-
فرودگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن