ترجمه "bangau" به فارسی
لکلک, درنا, لک لک بهترین ترجمه های "bangau" به فارسی هستند.
bangau
-
لکلک
noun16 Lalu, Zakharia melihat dua wanita yang mempunyai sayap yang kuat seperti sayap bangau.
۱۶ پس از آن، زَکَریا دو زن را دید که بالهایی قوی همچون بالهای لکلک داشتند.
-
درنا
nounBelalang, Macan, Monyet, Bangau, dan Ular.
با دوستام آشنا شو. مانتیس ، ببر ، میمون ، درنا و افعی
-
لک لک
nounMakan tuh bangau sialan.
داشته يه لک لک مزخرف رو مي خورده
-
کلنگ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bangau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bangau"
عباراتی شبیه به "bangau" با ترجمه به فارسی
-
لکلک شیری
-
ماهیخوار کاکل قرمز
-
لکلک گردنسیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن