ترجمه "bangkai" به فارسی

جسد, لاشه, شق بهترین ترجمه های "bangkai" به فارسی هستند.

bangkai
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جسد

    noun

    Bangkai anjing di gang pagi ini.

    جسد يک سگ در خيايبان پيدا شد.

  • لاشه

    noun

    Sekarang, bangkai kapal bisa menyebar lebih dari 20 mil, bung.

    الانم ممکنه اون لاشه بيست مايل دورتر غرق شده باشه.

  • شق

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مردار
    • مواد زائد
    • نعش
    • گوشت گندیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bangkai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bangkai
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مردار

    noun

    untuk terlihat seperti bangkai

    که این مثل مردار به نظر بیاید.

عباراتی شبیه به "bangkai" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bangkai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه