ترجمه "bangkit" به فارسی
برخاستن, بلند کردن, بیدار شدن بهترین ترجمه های "bangkit" به فارسی هستند.
bangkit
-
برخاستن
verbIni adalah impianku untuk membangkitkan kaisar kita dari makamnya.
روياي من برخاستن امپراتورمان از اين مقبره است
-
بلند کردن
verb -
بیدار شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بیدار ماندن
- بیدار کردن
- تمرد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bangkit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bangkit" با ترجمه به فارسی
-
نیروگاه سوخت فسیلی
-
نیروگاه حرارتی
-
استنباط کردن · سرزنش کردن
-
استنباط کردن · انرژی دادن · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تحریک کردن · تشویق کردن · تعمد کردن · تکان دهنده · جان دادن · دادخواهی کردن · رم دادن · سرزنش کردن · عمدا انجام دادن · پروردن · کنکاش کردن
-
نیروگاه
-
نیروگاه هستهای
-
نیروگاه هستهای
-
توان خورشیدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن