ترجمه "berbangkit" به فارسی
استنباط کردن, سرزنش کردن بهترین ترجمه های "berbangkit" به فارسی هستند.
berbangkit
-
استنباط کردن
verb -
سرزنش کردن
verb16 Berabad-abad kemudian, Yesus mengecam orang Saduki, yang tidak percaya akan kebangkitan.
۱۶ قرنها بعد عیسی صدّوقیان را به دلیل عدم اعتقاد به رستاخیز سرزنش کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berbangkit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berbangkit" با ترجمه به فارسی
-
برخاستن · بلند کردن · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تمرد کردن
-
نیروگاه سوخت فسیلی
-
نیروگاه حرارتی
-
استنباط کردن · انرژی دادن · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تحریک کردن · تشویق کردن · تعمد کردن · تکان دهنده · جان دادن · دادخواهی کردن · رم دادن · سرزنش کردن · عمدا انجام دادن · پروردن · کنکاش کردن
-
نیروگاه
-
نیروگاه هستهای
-
نیروگاه هستهای
-
توان خورشیدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن