ترجمه "bangsa" به فارسی

میهن, کشور, ملت بهترین ترجمه های "bangsa" به فارسی هستند.

bangsa noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • میهن

    noun

    Keberanian beberapa anak sekolah diuji sewaktu mereka disuruh menyanyikan lagu kebangsaan.

    در مدارس، شهامت بعضی از دانشآموزان مسیحی هنگامی که آموزگاران از ایشان میخواهند که به میهن یا پرچم ادای احترام کنند، مورد آزمایش قرار میگیرد.

  • کشور

    noun

    Jika bocor, semua suku dan bangsa akan bangkit melawan kita.

    اگر اين حرفها به بيرون درز کنه تمام قبيله ها و کشورها بر عليه ما قيام ميکنند.

  • ملت

    noun

    Bagaimanapun, sebagai suatu bangsa, ia telah berjerih lelah memperkembangkan ilmu gaibnya sejak ’masa mudanya’.

    هر چه باشد، این ملت از «طفولیت» در راه تحوّل سِحر و جادو کوشیده است.

  • سرزمین

    noun

    Pastilah, Elia juga ingin melihat musim kering itu berakhir mengingat penderitaan yang dirasakan oleh sesama bangsanya.

    مطمئناً، ایلیّا با دیدن هموطنانش که از قحطی در سرزمین اسرائیل رنج میبردند، خواستار پایان یافتن خشکسالی بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bangsa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bangsa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bangsa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه