ترجمه "bapa" به فارسی
بابا, پدر, باباجان بهترین ترجمه های "bapa" به فارسی هستند.
bapa
-
بابا
nounBapa, aku hanya mencoba tinggal mimpi saya.
بابا ، من فقط براي روياي زندگيم تلاش کردم.
-
پدر
noun3 Perhatikan bahwa Paulus menujukan kata-katanya di Efesus 6:4 khususnya kepada ”bapa-bapa”.
۳ توجه داشته باش که پولس کلامش را در افسسیان ۶:۴، در اصل متوجه «پدران» ساخت.
-
باباجان
noun
-
ترجمه های کمتر
- تازه کار
- جد
- سلف
- موسس
- مولد
- پاپ
- پاپا
- کشیش ناحیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bapa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bapa
-
خدای پدر
nounSaya bersaksi bahwa Allah Bapa mengenal dan mengasihi Anda.
من گواهی می دهم که خدای پدر شما را می شناسد و دوستتان دارد.
عباراتی شبیه به "bapa" با ترجمه به فارسی
-
دعای ربانی
-
خدای پدر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن