ترجمه "bapak" به فارسی
پدر, بابا, تو بهترین ترجمه های "bapak" به فارسی هستند.
bapak
noun
-
پدر
nounKetika Yusuf menceritakan mimpi kedua kepada bapaknya dan saudara-saudaranya, tanggapannya tidak lebih baik.
هنگامی که یوسف خواب دوم را برای پدر و برادرانش تعریف کرد، آنان واکنش بهتری نشان ندادند.
-
بابا
noun masculineDan Bapak telah menyetujui atas nama Anda
بابا به جات موافقت کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bapak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bapak
-
تو
pronoun adjective noun adverbWanita itu menjawab, ”Bapak kan tidak punya timba, dan sumur ini dalam.
زن به عیسی گفت: «آقا، تو حتی سطل هم نداری که آب بکشی و چاه هم عمیق است.
تصاویر با "bapak"
عباراتی شبیه به "bapak" با ترجمه به فارسی
-
مرد خانهدار
-
ابراهیم · پرهام
-
خسر · پدرزن · پدرشوهر
-
ناپدری · پدندر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن