ترجمه "baru" به فارسی

جدید, نو, now بهترین ترجمه های "baru" به فارسی هستند.

baru adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جدید

    adjective

    Kejahatan manusia tak boleh hidup di Surga baru.

    انسان های شرور در بهشت جدید جایی ندارند.

  • نو

    adjective

    Saya benar-benar tidak berpikir, hei, ada pekerjaan baru.

    قطعاً به این نمیاندشیدم که هی! یک کار نو پیدا کردم اینجا.

  • now

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • اخیر
    • اخیرا
    • بتازگی
    • تازه
    • جدیدا
    • جدیدالتاسیس
    • متاخر
    • وارد شونده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baru " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "baru" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baru" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه