ترجمه "bebal" به فارسی
احمق, ابله, نادان بهترین ترجمه های "bebal" به فارسی هستند.
bebal
adjective
-
احمق
adjective nounOrang bebal terbang semua jalan di sini dalam badai salju.
احمق تمام راه رو توي کولاک پرواز کرده بود.
-
ابله
adjective nounFirman Allah mengatakan, ”Ia yang mempercayai hatinya sendiri adalah bebal, tetapi ia yang berjalan dengan hikmatlah yang akan luput.”
در کلام خدا آمده است: «اعتمادکننده بر قلب خود ابله است اما کسی که به حکمت رفتار میکند نجات خواهد یافت.»
-
نادان
adjectiveSalomo juga menyatakan, ”Putra yang berhikmat membuat seorang bapak bersukacita, dan putra yang bebal adalah kepedihan hati ibunya.”
سلیمان همچنین گفت: «پسر عاقل پدرش را شاد میسازد، اما پسر نادان باعث غم مادرش میگردد.»
-
ترجمه های کمتر
- کودن
- ابلهانه
- بی کله
- جاهل
- دیر کار
- دیوانه
- فاخته
- فرناس
- لاک پشت دریایی
- لوده
- نابخرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bebal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن