ترجمه "bebas" به فارسی
آزاد, رها, بی عقل بهترین ترجمه های "bebas" به فارسی هستند.
bebas
adjective
-
آزاد
adjectiveMereka memilih haluan tersebut dengan kehendak bebas mereka sendiri, maka Allah membiarkannya.
آنان این راه را با ارادهٔ آزاد خود انتخاب کردند، بنابراین خدا به آن اجازه داد.
-
رها
adjectiveDia telah terbebas dari tanggung jawabnya yang berat.
او از مسئولیت سنگین خود رها شد.
-
بی عقل
adjective -
شخص عامی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bebas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bebas" با ترجمه به فارسی
-
رایگان · مجانی · مفت
-
آزادی · اثبات کننده · اجازه · ازادی · استقلال · استقلال داخلی · جواز · خودمختاری · رهایی
-
داروی بدون نسخه
-
آرام کردن · ادب نگاه داشتن · اصلاح کردن · انجام وظیفه کردن · بخشیدن · برائت کردن · تبرئه کردن · ترشح کردن · تقاص پس دادن · حامل بودن · حل کردن · دربرداشتن · درمان کردن · راندن · رها کردن · سازش کردن · سبک کردن · شل کردن · مستثنی · معاف · معاف کردن · پاک کردن · گشودن
-
آزادی ادیان
-
بزرگراه
-
تداعی آزاد
-
نرمافزار آزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن