ترجمه "benar" به فارسی
صحیح, درست, اری بهترین ترجمه های "benar" به فارسی هستند.
benar
adjective
adverb
-
صحیح
adjectiveSeseorang bisa menikmati pekerjaannya jika ia punya sikap yang benar.
اگر شخص دیدی صحیح نسبت به کار داشته باشد، میتواند از آن لذّت ببرد.
-
درست
verbMaaf, apakah ini jalan yang benar kearah stasiun metro?
ببخشید، آیا این راه درست به سوی ایستگاه مترو است؟
-
اری
noun
-
ترجمه های کمتر
- بله
- بلکه
- خبرخوش
- دادگر
- در حقیقت
- دقیق
- راستگو
- عادل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "benar" با ترجمه به فارسی
-
جدول درستی و نادرستی
-
تصویب · موافقت
-
اخطار کردن · ترغیب کردن · توصیه دادن · توصیه کردن · قیمت کردن · مشورت دادن · نصیحت کردن · وادار کردن · پند دادن
-
حقیقت
-
اجازه · اجازه چاپ · اختیار · اخلاق · اخلاقیات · اذن · تسلط · تصویب · جواز · حقانیت · حقيقت · حقیقت · خلوص نیت · درستی · دستور · راستی · رضایت · سخن راست · سندیت · سیرت · صحت · صدق · غلبه · فرمان · موافقت · پروانه
-
جدول ارزش
-
از همه جهت · بسیار · تماما · جمیع · دوبار · دومرتبه · سراسر · صرفا · هرگونه · همه چیز · همگی · یکسره
-
اثبات کردن · اجازه دادن · اعطا کردن · امانت گذاردن · ایستادگی کردن · بخشیدن · تادیب کردن · تجدید نظر کردن · تصویب کردن · تضمین کردن · جا گرفتن · جلو آمدن · جورکردن · حاضر کردن · رسید دادن · رفو کردن · روا کردن · رواداشتن · سهم دادن · قدرت دادن · مجاز کردن · محدود کردن · مراجعه کردن · مرمت کردن · مشورت کردن · معذرت خواستن · منتظر شدن · منزل کردن · مهیا کردن · ندیده گرفتن · همنوایی کردن · وفا کردن · وفق دادن · وکالت دادن · پاک کردن · پختن · پوزش خواستن · گواهی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن