ترجمه "benci" به فارسی

بیزار بودن, نفرت داشتن, استفراغ کردن بهترین ترجمه های "benci" به فارسی هستند.

benci noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیزار بودن

    verb

    Aku tidak menyalahkanmu karena membenciku.

    برای بیزار بودن از من سرزنشت نمیکنم.

  • نفرت داشتن

    verb
  • استفراغ کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • انزجار
    • بلند کردن
    • بیزاری
    • بیم داشتن از
    • ترس داشتن از
    • تشویش
    • تنفر داشتن
    • ریختن
    • قی کردن
    • متنفر کردن
    • مریض شدن
    • مغایرت
    • منزجر بودن
    • مکروه داشتن
    • مکروه دانستن
    • ناسازگاری
    • ناپسند شمردن
    • نفرت
    • نفرت داشتن از
    • نفرت کردن
    • کینه ورزیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " benci " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "benci" با ترجمه به فارسی

  • گفتار بیزارجویانه
  • بیزار بودن · بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · دوست نداشتن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن · نفرت داشتن از · نفرت کردن · کینه ورزیدن
  • بیزاری
  • آزردگی · اراده · انزجار · بداندیشی · بدخواهی · بدخیمی · بغض · بیزاری · تنفر · جسارت · خصومت · خوف · دشمنی · دفع · دهشت · زهر · زیغ · سم · سو نیت · شهامت · عداوت · عمل شنیع · عناد · قصد · لج · مغایرت · مور مور · ناسازگاری · نفرت · نیت · کراهت · کینه · کینه توزی
اضافه کردن

ترجمه های "benci" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه