ترجمه "benda" به فارسی
چیز, ابزار, اسباب بهترین ترجمه های "benda" به فارسی هستند.
benda
-
چیز
nounSemakin rumit suatu benda dibuat, semakin cakap seharusnya si pembuat.
هر چه آن چیز پیچیدهتر باشد، سازندهٔ آن باید تواناتر باشد.
-
ابزار
nounKuncinya tak berguna tanpa benda-benda ini sebagai penunjuk jalan.
چون کليدا بدون ابزار راهنما غير قابل استفاده باقي مي مونن.
-
اسباب
noun
-
ترجمه های کمتر
- اسمش
- الت
- جان کلام
- شی
- فلان چیز
- قوت
- مطلب عمده
- موضوع
- نکته مهم
- وسیله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "benda" با ترجمه به فارسی
-
اشیای ناشناس پرنده
-
جسم سیاه
-
مایملک · موجودی · کسان
-
black body radiation
-
ترکیب موجود زنده · سازمان · سازواره · فرتاش · موجود زنده
-
جسم سیاه
-
فاز
-
فاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن