ترجمه "beranda" به فارسی
ایوان, بالکن, دالان بهترین ترجمه های "beranda" به فارسی هستند.
beranda
-
ایوان
nountepat ketika saya keluar dari pintu beranda rumah
و من پایین پلههای ایوان خانه ایستاده بودم—
-
بالکن
nounPara gadis yang tidur di bawah beranda memiliki aturan!
دوشيزه اي که زير بالکن مي خوابد نبض دارد!
-
دالان
noun -
هشتی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beranda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Beranda
-
صفحه اصلی
عباراتی شبیه به "beranda" با ترجمه به فارسی
-
اختصاص دادن · اشکار ساختن · اندوختن · حاکی بودن · دلالت داشتن · شگون داشتن · قبلا اعلام کردن · نشانه بودن
-
به کمکت احتیاج دارم
-
صفحه اصلی Windows Live
-
شاهد · لحظه · مثل · مورد · وهله
-
زلالیه
-
ابراز داشتن · براه انداختن · به رقابت واداشتن · توصیف کردن · حاکی بودن · دلالت داشتن · شگون داشتن · علامت گذاردن · قبلا اعلام کردن · مشخص کردن · معنی بخشیدن · معنی دادن · منقوش کردن · نشان دادن · نشانه بودن · گشودن
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
to · شما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن