ترجمه "berbulu" به فارسی
خز پوشیده, خزدار, مالیدن بهترین ترجمه های "berbulu" به فارسی هستند.
berbulu
-
خز پوشیده
adjective -
خزدار
adjectiveAku mungkin menjual karpet dinding mahal padanya yang terbuat dari bulu bokong sigung.
من بش یه فرش خزدار خیلی گرون فروختم که از موی راسو بافته شده بود
-
مالیدن
verb -
کرکین
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berbulu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berbulu" با ترجمه به فارسی
-
ابرو · پیشانی
-
پف · کرک
-
موی زهار
-
تازیانه · تسمه · شلاق · مژه · مژگان
-
موزدایی
-
پوست · پوست خام
-
پشم زرین
-
پر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن