ترجمه "berbunga" به فارسی
به به, سر, شکوفه بهترین ترجمه های "berbunga" به فارسی هستند.
berbunga
-
به به
noun -
سر
nounLalu dia pergi dan mengganti bunga di makam Bumpy.
بعدش تا سر مزار بامپي رانندگي... مي کنه و گلهاي روي قبرش
-
شکوفه
nounBenar, kita bagaikan tanaman di musim semi yang siap berbunga apabila mendapat kehangatan dan embun.
ما در حقیقت مانند گیاهان در وقت بهار هستیم که با رسیدن کمی گرما و رطوبت شکوفه میدهند.
-
ترجمه های کمتر
- شکوفه دادن
- شکوفه کردن
- عجب
- میوه
- گل
- گل دادن
- گلدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berbunga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berbunga" با ترجمه به فارسی
-
کاسبرگ
-
نیلوفر آبی
-
گلبرگ
-
گل بدبو
-
روغن آفتابگردان
-
گلآذین
-
بهره
-
گوهر درخشان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن