ترجمه "berdiam" به فارسی

اقامت داشتن, به درازا کشیدن, بودن بهترین ترجمه های "berdiam" به فارسی هستند.

berdiam
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقامت داشتن

    verb
  • به درازا کشیدن

    verb
  • بودن

    verb

    Tapi terutama, hargailah bahwa tubuh dirancang untuk bergerak, bukan diam.

    اما قدر اینکه بدن بیشتر برای حرکت ساخته شده، نه برای ساکن بودن را بدانید.

  • ترجمه های کمتر

    • ترغیب کردن
    • دوام داشتن
    • دوام کردن
    • زیست کردن
    • زیستن
    • ساکن شدن
    • طول کشیدن
    • مسکن دادن
    • مسکون کردن
    • موجود بودن
    • وجود داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berdiam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berdiam" با ترجمه به فارسی

  • آرام کردن · برسمیت نشناختن · حرف نزدن · خاموش شدن · ساکت کردن · نادیده پنداشتن · کاستن
  • خروج بصورت آرام
  • آرام کردن · اقامت داشتن · ایستادن · ایستادگی کردن · بی زبان · بی صدا · تحمل کردن · حرف نزدن · خاموشی · در انتظار ماندن · درنگ کردن · ساکت کردن · ساکن شدن · سکوت · صامت · ماندن · مسکون کردن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · گنگ
  • خانه مسکونی · عمارت بزرگ · محلی · مسکن · مسکونی · مقر
  • اقامت داشتن · ساکن شدن · مسکن دادن · مسکون کردن
اضافه کردن

ترجمه های "berdiam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه