ترجمه "berdiri" به فارسی
ایستادن, بودن, زیست کردن بهترین ترجمه های "berdiri" به فارسی هستند.
berdiri
-
ایستادن
verbBrother dan sister terkasih, saya direndahkan hati sewaktu berdiri di hadapan Anda pagi ini.
برادران و خواهران محبوب من، امروز صبح با ایستادن در مقابل شما متواضع هستم.
-
بودن
verbSeingat saya, belum pernah saya merasa diri berharga.
تا آنجایی که یادم میآید، همیشه احساس بیارزش بودن میکردم و این آزارم میداد.
-
زیست کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- زیستن
- موجود بودن
- وایسادن
- وجود داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berdiri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berdiri" با ترجمه به فارسی
-
گلبهخودی
-
انتحار · خودکشی
-
بنیاد و پایه · حالت · حکم · خط · خطوط چهره · صفات مشخصه · قاعده اخلاقی · پند
-
دفاع شخصی
-
گلبهخودی
-
مهر زدن به
-
تازه کار · موسس
-
آویزان شدن · تملق گفتن · خم شدن · پست بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن