ترجمه "berduri" به فارسی
خاردار, زبر بهترین ترجمه های "berduri" به فارسی هستند.
berduri
-
خاردار
adjectiveKemenyan dan mur berasal dari getah yang diambil dengan membuat sayatan pada batang pohon kecil atau tanaman berduri.
هم کُندُر و هم مُرّ صمغی بودند که از شیرهٔ پوست درختچه یا بوتهای خاردار گرفته میشد.
-
زبر
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berduri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berduri" با ترجمه به فارسی
-
سیم خاردار
-
خار
-
تیغ · خار · خراش کوچک · سرتیز · موجب ناراحتی
-
سیم خاردار
-
خارگیل · دوریان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن