ترجمه "beredar" به فارسی
انداختن, بسرعت گذشتن, تحلیل رفتن قوا بهترین ترجمه های "beredar" به فارسی هستند.
beredar
-
انداختن
verb -
بسرعت گذشتن
verb -
تحلیل رفتن قوا
verb
-
ترجمه های کمتر
- ترش بودن
- ترش شدن
- خرج کردن
- شخم زدن
- شخم کردن
- شدن
- صرف شدن
- صرف کردن
- منقضی شدن
- همراه رفتن
- چرخیدن
- کروی شدن
- گذشتن
- گم شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beredar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beredar" با ترجمه به فارسی
-
يادداشتهای ترخيص
-
گردش
-
بخشنامه
-
بخشنامه صادرکردن
-
ترش بودن · ترش شدن · شخم زدن · شخم کردن · شدن · چرخیدن · کروی شدن
-
بخشنامه صادرکردن · تخصیص دادن
-
حلقه زدن · مدور ساختن · کمربند بستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن