ترجمه "beringat" به فارسی
محتاط, هوشیار بهترین ترجمه های "beringat" به فارسی هستند.
beringat
-
محتاط
adjective13. (a) Sehubungan dengan disiplin, peringatan apa yang diberikan Alkitab kepada orang-tua?
۱۳. الف) کتاب مقدس از والدین میخواهد که در امر تأدیب در چه مورد محتاط باشند؟
-
هوشیار
adjectiveDi sidang, kita pun sering menerima pengingat yang tepat waktu agar tetap sadar.
از طریق جماعت مرتباً یادآوریهای به موقع دریافت میکنیم که ما را هوشیار نگه میدارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beringat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beringat" با ترجمه به فارسی
-
فراموشی · نسیان
-
ابقا · تجدید خاطره · تذکر · حافظه · خاطره · نیروی حفظ · یاد
-
اشاره کردن · سریع کردن · صف بستن · مستغرق شدن در · پنداشتن · یاداور شدن · یاداوری کردن
-
اشاره کردن · دلسرد کردن · سریع کردن · سست کردن · صف بستن · هشدار دادن · یاداور شدن · یاداوری کردن · یادبودی
-
آواکس
-
اشاره کردن · سریع کردن · صف بستن · مستغرق شدن در · یاداور شدن · یاداوری کردن
-
يادآور
-
حافظه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن