ترجمه "berjanji" به فارسی
تضمین کردن, حتمی کردن, سرخ شدن بهترین ترجمه های "berjanji" به فارسی هستند.
berjanji
Verb
دستور زبان
-
تضمین کردن
verbYehuwa menjamin bahwa janji-janji-Nya ”benar dan dapat dipercaya”.
یَهُوَه خدا تضمین کرده است که این وعدهها «امین و راست» است.
-
حتمی کردن
verb -
سرخ شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مراقبت کردن در
- مطمئن ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berjanji " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berjanji" با ترجمه به فارسی
-
پیماننامه عدم افشا
-
تضمین کردن · حتمی کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن
-
عهد جدید
-
تعهد
-
تابوت عهد
-
عهد عتیق
-
خرید ارزان · سودا · عهد · عهد نامه · قرارداد معامله · معامله · معاهده · موافقت · موافقت نامه · میثاق · نوید · وعده · پیمان · گرو
-
اسم · تعهد · عهد · قرار ملاقات · نذر · نوید · وثیقه · وعده · پیمان · گرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن