ترجمه "janji" به فارسی

قرار ملاقات, اسم, تعهد بهترین ترجمه های "janji" به فارسی هستند.

janji
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرار ملاقات

    Tinggalkan brosur itu pada penghuni rumah, dan buatlah janji untuk berkunjung kembali.

    بروشور را در اختیار مخاطبتان قرار دهید و برای دیدار بعدی با او قرار ملاقات بگذارید.

  • اسم

    noun

    Mereka berjanji untuk mengabdikan hidupnya untuk sesama.

    اون فرار کرد ، که به اسم حقيقت بجنگه

  • تعهد

    Mempertimbangkan frasa demi frasa dari ikrar perkawinan tidak diragukan akan memperkaya pemahaman saudara tentang janji yang khidmat ini.

    بررسی عبارت به عبارت سوگند ازدواج، یقیناً بر درک تو از این تعهد خطیر و مهم میافزاید.

  • ترجمه های کمتر

    • عهد
    • نذر
    • نوید
    • وثیقه
    • وعده
    • پیمان
    • گرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " janji " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Janji
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعهد

    Mempertimbangkan frasa demi frasa dari ikrar perkawinan tidak diragukan akan memperkaya pemahaman saudara tentang janji yang khidmat ini.

    بررسی عبارت به عبارت سوگند ازدواج، یقیناً بر درک تو از این تعهد خطیر و مهم میافزاید.

عباراتی شبیه به "janji" با ترجمه به فارسی

  • پیماننامه عدم افشا
  • تضمین کردن · حتمی کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن
  • عهد جدید
  • تابوت عهد
  • عهد عتیق
  • خرید ارزان · سودا · عهد · عهد نامه · قرارداد معامله · معامله · معاهده · موافقت · موافقت نامه · میثاق · نوید · وعده · پیمان · گرو
  • تضمین کردن · حتمی کردن · سرخ شدن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن
  • تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
اضافه کردن

ترجمه های "janji" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه