ترجمه "berkomplot" به فارسی

تبانی کردن, جمعیت تشکیل دادن, دسیسه بهترین ترجمه های "berkomplot" به فارسی هستند.

berkomplot
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبانی کردن

    verb

    Bisa jadi mereka curiga bahwa Yesus dan pria itu berkomplot untuk menipu orang-orang.

    آنان احتمالاً بر این تصوّر بودند که عیسی برای فریب مردم با او تبانی کرده است.

  • جمعیت تشکیل دادن

    verb
  • دسیسه

    noun

    Dan dia berkomplot dengan Kain dan para pengikutnya sejak mulai waktu itu.

    و او با قابیل و پیروانش از آن زمان به بعد دسیسه چید.

  • ترجمه های کمتر

    • دسیسه و توطئه
    • رفتن
    • روایت
    • مسامحه کردن
    • ملاقات کردن
    • هم پیمان شدن
    • گرد هم آمدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berkomplot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berkomplot" با ترجمه به فارسی

  • دسیسه · دسیسه و توطئه · روایت · معامله
  • تبانی · دسیسه · دسیسه و توطئه · روایت · همدم
اضافه کردن

ترجمه های "berkomplot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه