ترجمه "komplot" به فارسی

دسیسه, دسیسه و توطئه, روایت بهترین ترجمه های "komplot" به فارسی هستند.

komplot
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دسیسه

    noun

    Dan dia berkomplot dengan Kain dan para pengikutnya sejak mulai waktu itu.

    و او با قابیل و پیروانش از آن زمان به بعد دسیسه چید.

  • دسیسه و توطئه

    noun
  • روایت

    noun
  • معامله

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " komplot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "komplot" با ترجمه به فارسی

  • تبانی کردن · جمعیت تشکیل دادن · دسیسه · دسیسه و توطئه · رفتن · روایت · مسامحه کردن · ملاقات کردن · هم پیمان شدن · گرد هم آمدن
  • تبانی · دسیسه · دسیسه و توطئه · روایت · همدم
اضافه کردن

ترجمه های "komplot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه