ترجمه "berkompromi" به فارسی

تسویه کردن, مصالحه کردن بهترین ترجمه های "berkompromi" به فارسی هستند.

berkompromi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسویه کردن

    verb
  • مصالحه کردن

    verb

    Ia telah berperan sebagai pelacur karena berkompromi dengan elemen-elemen politik.

    او همانند فاحشهای با سیاستمداران مصالحه کرده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berkompromi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "berkompromi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه