ترجمه "beroleh" به فارسی
اغاز کردن, ایجاد کردن, بردن بهترین ترجمه های "beroleh" به فارسی هستند.
beroleh
-
اغاز کردن
verb -
ایجاد کردن
verbBanyak saudara-saudari tergugah oleh seruan untuk bersemangat lagi dalam pelayanan.
شعبه با این کار در بسیاری شور و شوق ایجاد کرد.
-
بردن
verbKita harus waspada agar tidak dipengaruhi oleh sudut pandangan semacam itu.
لذّت بردن از غذا و به اعتدال نوشیدن شراب عمل اشتباهی نیست.
-
ترجمه های کمتر
- بهت زده کردن
- بوجودآمدن
- بیهوش کردن
- سبب شدن
- شدن
- فوری رفتن
- لال کردن
- مادری کردن
- مبهوت کردن
- متحمل شدن
- متحیر شدن
- موفق شدن
- وارد آمدن
- وارد شدن
- پس انداختن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beroleh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beroleh" با ترجمه به فارسی
-
ره اورد · موهبت · هدیه · پیشکشی
-
ور
-
از نزدیک · از پهلوی · با · بدست · بواسطه · بوسیله · در کنار · فرعی · پایان یافته · پیش · کنار
-
اتمام · اجرا · انجام · تهیه · حصول · دخل · درآمد · سود ویژه · عایدات · فراگیری · فضل وکمال · فضیلت · مال · محصول · معرفت · منفعت · نتیجه · نیل · ورزیدگی · وصولی · پول · چیره دستی · کمال · یادگیری
-
غوغاسالاری
-
سانسور توسط دین
-
برانداز کردن · تابیدن · درخشیدن · زیرچشمی نگاه کردن
-
از نزدیک · از پهلوی · با · بدست · بواسطه · بوسیله · در کنار · فرعی · پایان یافته · پیش · کنار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن