ترجمه "menoleh" به فارسی

برانداز کردن, تابیدن, درخشیدن بهترین ترجمه های "menoleh" به فارسی هستند.

menoleh
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برانداز کردن

    verb
  • تابیدن

    verb
  • درخشیدن

    verb
  • زیرچشمی نگاه کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menoleh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menoleh" با ترجمه به فارسی

  • ره اورد · موهبت · هدیه · پیشکشی
  • اغاز کردن · ایجاد کردن · بردن · بهت زده کردن · بوجودآمدن · بیهوش کردن · سبب شدن · شدن · فوری رفتن · لال کردن · مادری کردن · مبهوت کردن · متحمل شدن · متحیر شدن · موفق شدن · وارد آمدن · وارد شدن · پس انداختن · گرفتن
  • ور
  • از نزدیک · از پهلوی · با · بدست · بواسطه · بوسیله · در کنار · فرعی · پایان یافته · پیش · کنار
  • اتمام · اجرا · انجام · تهیه · حصول · دخل · درآمد · سود ویژه · عایدات · فراگیری · فضل وکمال · فضیلت · مال · محصول · معرفت · منفعت · نتیجه · نیل · ورزیدگی · وصولی · پول · چیره دستی · کمال · یادگیری
  • غوغاسالاری
  • سانسور توسط دین
  • از نزدیک · از پهلوی · با · بدست · بواسطه · بوسیله · در کنار · فرعی · پایان یافته · پیش · کنار
اضافه کردن

ترجمه های "menoleh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه