ترجمه "bersih" به فارسی
استفاده نشده, بافضیلت, تمیز بهترین ترجمه های "bersih" به فارسی هستند.
bersih
-
استفاده نشده
adjective -
بافضیلت
adjective -
تمیز
adjectiveItu akan diadakan di ruangan yang bersih dan rapi, sehingga semua bisa menikmati acara dengan nyaman.
این مراسم در سالنی تمیز و زیبا با جای کافی و راحت برای همه برگزار میشود.
-
ترجمه های کمتر
- دست نخورده
- دوشیزه ای
- عفیف
- عینا
- مرتب
- پاک
- پاکدامن
- پرهیزکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bersih " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bersih" با ترجمه به فارسی
-
پاکیزگی
-
احترام · افتخار · بهداشت · حفظ الصحه · شفافیت · نظافت · پاکیزگی
-
جریان
-
انجام وظیفه کردن · برائت کردن · تبرئه کردن · تقاص پس دادن · جاروب کردن · خاموش کردن · خانه تکانی کردن · خنثی نمودن · دفع کردن · دور انداختن · نابود کردن · پالودن · پاک کردن
-
پاک کننده پرونده خاموشی موقت
-
لایروبی
-
اتاق تمیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن