ترجمه "kebersihan" به فارسی

پاکیزگی, احترام, افتخار بهترین ترجمه های "kebersihan" به فارسی هستند.

kebersihan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاکیزگی

    noun

    Itu kebersihan dan kekudusan dalam pikiran dan tubuh.

    آن پاکیزگی و تقدّس فکر و بدن است.

  • احترام

    noun

    Pada rapat-rapat yang diadakan untuk menyelesaikan masalah ini, Saksi-Saksi, yang berpakaian rapi dan bersih, selalu berbicara dengan penuh martabat dan respek.

    در طی جلساتی که برای رفع این مشکل تشکیل شد، شاهدان با ظاهری آراسته و تمیز، همیشه با وقار و احترام سخن گفتند.

  • افتخار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بهداشت
    • حفظ الصحه
    • شفافیت
    • نظافت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kebersihan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kebersihan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاکیزگی

    پاکیزه

    Mungkin inilah yang mempopulerkan aksioma ”Kebersihan berdampingan dengan kesalehan”.

    شاید گفتهٔ مشهور «خداشناسی یعنی پاکیزگی» از آنجا سرچشمه میگیرد.

عباراتی شبیه به "kebersihan" با ترجمه به فارسی

  • جریان
  • انجام وظیفه کردن · برائت کردن · تبرئه کردن · تقاص پس دادن · جاروب کردن · خاموش کردن · خانه تکانی کردن · خنثی نمودن · دفع کردن · دور انداختن · نابود کردن · پالودن · پاک کردن
  • استفاده نشده · بافضیلت · تمیز · دست نخورده · دوشیزه ای · عفیف · عینا · مرتب · پاک · پاکدامن · پرهیزکار
  • پاک کننده پرونده خاموشی موقت
  • لایروبی
  • اتاق تمیز
اضافه کردن

ترجمه های "kebersihan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه