ترجمه "bertaruh" به فارسی

زدن توپ, قمار کردن بهترین ترجمه های "bertaruh" به فارسی هستند.

bertaruh
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن توپ

    verb
  • قمار کردن

    verb

    Kami tidak ingin bertaruh untuk membungkam berita yang krusial itu dengan menganggapnya sebagai spam dan menghapusnya.

    ما با ساکت کردن آن صدای بالقوه قصد قمار کردن آن صدای ضروری را بواسطه طبقه بندی کردن جزء هرزنامه و معلق کردنش نداریم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bertaruh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bertaruh" با ترجمه به فارسی

  • شرط
  • شرط · مكان
  • شرط · پرتاب
  • شرط
  • به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن · شرط بستن · منوط بودن · وابسته بودن · گرفتار شدن
  • شرط · قمار
  • شرط · مكان
اضافه کردن

ترجمه های "bertaruh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه