ترجمه "bertentangan" به فارسی
برعکس, برگشته, خیانت کردن به بهترین ترجمه های "bertentangan" به فارسی هستند.
bertentangan
-
برعکس
adjectiveNamun presentasi ini adalah tentang memahami fakta tentang wabah ini.
برعکس، بحث من درباره درک حقایق اپیدمی ایدز است
-
برگشته
adjectiveIni tentang Wallace yang kembali.
همه چي درباره برگشت والاسه
-
خیانت کردن به
verbMenurut para pakar tersebut, naskah ini mengubah pandangan tentang figur Yudas, murid yang mengkhianati Yesus.
در این مقالات گفته شده بود که نظرات این محققان در مورد یهودا که به عیسی خیانت کرد، به کلّی دگرگون شده است.
-
ترجمه های کمتر
- دروغ گفتن
- ردکردن
- زننده
- متضاد
- ناسازگار بودن
- نامیمون
- وارونه
- واکنش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bertentangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bertentangan" با ترجمه به فارسی
-
رهیاب بیسیم
-
اصطکاک · تناقض · خلاف گویی · مالش · مخالف · مشاجره
-
اعتراض · سرزنش · نکوهش
-
اختلاف رای · اعتراض · انقلاب · تمرد · سرکشی · سو نیت · شورش · طغیان · قیام · مخالف
-
اعتراض کردن · دفع کردن · مخالفت کردن · نفاق داشتن · واکنش کردن
-
خصم · دشمن · رقیب · شورشی · ضد · طغیان گر · عدو · مبارز · مخالف · مسابقه · مستقل · معاند · معترض · منافی · ناموافق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن